محمد تقي جعفري
431
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
معاملات منحرفم مىسازد . پيامبر در پاسخ او فرمود : در آن معامله كه از گول خوردن مىترسى با صاحبش سه روز خيار فسخ شرط كن . بردبارى و تامل به طور يقين از خدا و تعجيل از شيطان مطرود است . تو مىتوانى از سگ اين پند را بگيرى كه : هر موضوع و رويدادى كه براى تو پيش آمد آن را استشمام كن . چنان كه لقمهء نانى كه به پيش سگ مىاندازى آن را بو مىكند . سگ اشياء را با بينى بو مىكند ، تو با خرد و عقل خرده گير . همهء موجودات را با اين كه خدا قدرت داشت با كلمهء كن در يك لحظه بيافريند در شش دوره آفريد . خلقت آدم و تحول و تكامل تدريجى او بينديش كه : ( ( 3502 ) ) آدمى را اندك اندك آن همام تا چهل سالش كند مرد تمام اگر چه خداوند قدرت داشت كه در يك نفس پنجاه كس كامل را از نيستى به هستى براند . حضرت عيسى عليه السلام كه يكى از بندگان خدا بود ، با يك دعا فورا مرده را زنده مىكرد . آيا با اين حال : ( ( 3505 ) ) خالق عيسى نبتواند كه او بىتوقف مردم آرد تو به تو ؟ اين تانى و خلقت و تكامل تدريجى براى تعليم تست كه بايستى طلب مقاصد آهسته و بىشتابزدگى و جست و خيز بوده باشد . آن جويبار كوچك كه جريان دايم دارد نه نجس مىشود و نه مىگندد . اين تانى و تامل را دست كم مگير ، زيرا : اين تأنى زايد اقبال و سرور اين تأنى بيضه دولت چون طيور مغز و انديشه ات را در موضوعات شبيه بهم كه ترا بيك حكم در بارهء آنها وادار مىكند ، تباه مساز آخر دقتى كن و ببين : ( ( 3509 ) ) مرغ كى ماند به بيضهاى عنيد گر چه از بيضه همىآيد پديد